جمال رضايى

547

بيرجندنامه ( فارسى )

ميدان مقابل " هنگ " و يا ميدانى در نزديك " يخدانها " بود . 46 - خاله‌بازى xale bazi ( خاله‌بازى ) : كلمهء " خاله " در بيرجند " خاله xale " فراگو مىشود . اين بازى ويژهء دختران بود و آنها اداى زنهاى بزرگ را - كه خاله نمودار آنها بود - درمىآوردند ، بدينسان كه چند نفر دختر به دو دستهء " مهمان " و " ميزبان " تقسيم مىشدند ، لباسهاى مرتّب مىپوشيدند ، چادر به سر مىكردند و به " ديدوبازديد " هم مىرفتند و در ظرفهاى كوچك اسباب‌بازى با خوراكىهاى مختصرى كه داشتند از هم پذيرايى مىكردند و مؤدّب و مرتّب مىنشستند و تعارف‌آميز حرف مىزدند و تمرينى براى بزرگسالى خود مىنمودند . 47 - خر سوّز پالان سوّز xare sowz palone sowz ( خر سبز ، پالان سبز ) : " سوّز sowz " تلفّظ گويشى واژهء " سبز " فارسى است . در اين بازى تعداد بازيكنان شش نفر بود كه به دو دستهء سه نفرى تقسيم مىشدند و با " تر و خشك " نوبت بازى را تعيين مىنمودند . دسته‌اى كه خطا مىگفت مىبايست " پشت مىداد " بدينسان كه يكى از آنان پاى ديوارى مىايستاد و كفهاى دو دستش را به ديوار مىچسباند و " پشت مىداد " يعنى از كمر به جلو خم مىشد ، نفر دوّم دو دستش را به بالاى سرين نفر اوّل مىگذاشت و سر خود را زير شانهء راست او قرار مىداد و " پشت مىداد " و نفر سوّم همين‌كار را با نفر دوّم مىكرد و بدين ترتيب " خرك " مانندى از پشت سه نفر درست مىشد . سه نفر دستهء دوّم از فاصلهء تقريبى پنج تا شش متر يكى پس از ديگرى با دو مىرفتند و بر روى آن خرك كه آن را " خر سبز " ( خر سوّز xare sowz ) مىناميدند سوار مىشدند به نحوى كه هر نفر بر روى پشت يكى از سه نفر دستهء اوّل قرار مىگرفت . هر نفر وقتى كه دو را آغاز مىكرد و مىرفت كه سوار شود مىگفت : " خر سوّز پالان سوّز خدره بگير ك اامدم xare sowz palone sowz xodre begir ke omadom ( خر سبز پالان سبز خود را بگير كه آمدم ) . اگر افراد دستهء دوّم نمىتوانستند درست بر پشت " خر سوّز " سوار شوند يا يكى از آنها مىافتاد و يا جا نمىگرفت بازى را مىباختند و بايد براى ادامهء بازى " پشت مىدادند " و گرنه بار ديگر همان دسته نخست بازى را از سر مىگرفت و آنقدر ادامه مىداد تا بالاخره بازنده مىشد و نوبت به دستهء دوّم مىرسيد . 48 - خروس‌بازى xorus bazi ( خروس‌بازى ) : " خروس‌بازى " را " خروس‌داوا " ( خروس دعوا ) هم مىگفتند چون در اين بازى معمولا دو